محمد تقي جعفري

67

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

داشته است ، واگذار مىكند . ) با رياكارى و شهرت پرستى اعمال خود را تباه نسازيم يكى از پستترين كردارهاى آدمى ، هدفگيرى نابكارانه از عبادت است كه توجه و بزرگداشت ديگران را در بارهء خود هدف قرار مىدهد . اين نوع كردارها رياكارى ناميده مىشود . و اگر مقصود از عبادت شهرت به عبادت و نيك كردارى در ميان مردم و كار براى آنكه توصيف نيكو و مدح او را ديگران بشنوند و به گوش خود او برسد ، اين رذالت هم سمعه ناميده مىشود . ( 1 ) هر دو نوع هدفگيرى ناشى از خدا نشناسى و نادانى به عظمت عبادت و يا ضعف شخصيت است . زيرا اگر انجام دهندهء عبادت واقعا خدا را بشناسد ، نه جز او كسى را مىپرستد و نه پرستش او را به رخ ديگران مىكشد . پرستش منحصر به ذات او است ، اخلاص روح پرستش است ، ريا و سمعه نابود كنندهء پرستش . اگر رياكار خدا را مىشناخت ، آن ذات اقدس را چنان حقير تلقى نمىكرد كه آن را با جلب توجه ديگران معامله نمايد . اگر او واقعا معرفتى در بارهء خدا داشت ، پر ارزشترين و عاليترين حالت روحى خود را كه عبادت است ، در زير پاى ديگران تباه نمىساخت . راستى آدمى كدامين چهرهء خود را نشان مىدهد ، هنگامى كه مىخواهد يك موجود محقرى مانند خود را قبله نموده در برابر او پيشانى به خاك مىسايد اگر رياكار عظمت عبادت را مىشناخت ، آن را فداى جلب توجه كسى كه ممكن است سودى به او برساند ، نمىكرد . اى رياكار ، اگر آن فرد يا گروهى كه جلب توجه آن را هدف عبادتت قرار داده اى ، بهره اى از خرد داشته باشد و خدا را بشناسد و عظمت كار ترا كه عبارتست از استهلاك جوهر روح ، درك كند ، به حماقت تو خواهد خنديد و به سقوط تو خواهد گريست . اگر در آن لحظه كه فردى از انسان يا انسانهايى

--> ( 1 ) مضمون هر دو تعريف در سخنان علماى اخلاق مانند نراقى و غزالى ديده مىشود .